یکشنبه سی ام دی 1386
اثر عوامل محيطی و ژنتيکی بر صفات پشم در گوسفند نژاد کردی(یحیی محمدی)
.
داده هاي مربوط به صفات بيده گوسفندان نژاد كردي در تيرماه 84 جمع آوري شد. صفات قطر تار پشم، بازده پشم، وزن پشم ساليانه و طول دسته مورد مطالعه قرار گرفت. براي پيش بيني ارزش ارثي حيوانات و برآورد اثرات عوامل محيطي موثر بر اين صفات از روش مدل معادلات مختلط هندرسون (MME) استفاده شد. ميانگين و انحراف معيار قطر تار پشم، بازده پشم، وزن پشم ساليانه و طول دسته به ترتـيب ( 89/3±)11/32 ميكرون، 52/8±42/49 درصد، 348/0±63/1 كيلوگرم و 1/3±65/ 11 سانتيمتر بود. اثر جنس و سن بر صفات فوق معني دار بود(01/0>P ) ، اما اثر گله بر صفات فوق بجز قطر تار (01/0>P )، معنيدار نبود. اثر فصل بر بازده پشم معني دار (05/0>P ) و بر بقيه صفات معنيدار نبود(05/0P >). همبستگي فنوتيپي برآورد شده براي قطر تار - بازده پشم، قطر تار - طول دسته، قطر تار - وزن پشم ساليانه ، بازده پشم- طول دسته، وزن پشم ساليانه - بازده پشم و وزن پشم ساليانه - طول دسته به ترتيب 17/0، 22/0 ، 33/0، 38/0 ، 22/0 و 34/0 بود. تفاوت بين بالاترين و كمترين ارزش اصلاحي حيوانات در قطر تار پشم، بازده پشم،وزن پشم ساليانه و طول دسته به ترتيب 58/1 ميکرون، 34/3 درصد، 13/0 کيلوگرم و 7/1 سانتيمتر بود
یکشنبه سی ام دی 1386
کاربرد بیوتکنولوژی در اصلاح دام: نگاهی به آینده( مرتضی مختاری و یحیی محمدی)
.محدوديت هاي روش هاي سنتي اصلاح نژاد و ورود فناوري هاي جديد به عرصه هاي مختلف علوم زيستي تلاش براي شناسايي و استفاده از روش هاي نوين جهت اصلاح نژاد دام ها را افزايش داده است. کنترل ژنتيکي برخي بيماري ها، انتقال ژنهاي مطلوب به دامهاي اهلي، شناسايي ژنها و مناطق کروزومي تعيين کننده توارث صفات کمي و تلاش براي حذف ژن هاي زيانبار از جمله کاربرد هاي اين فناوري هاي نوين در اصلاح نژاد دام هاي اهلي هستند. با اين حال مطالعه بيشتر پيرامون مکانيزم دقيق اين روش ها و تلاش براي ارتقاء راندمان استفاده ار آنها در اصلاح نژاد دام را مطمئن مي سازد.
یکشنبه سی ام دی 1386
برآورد پارامترهاي ژنتيكي و فنوتيپي برخي از صفات رشد قبل از شيرگيري در گوسفند عربي( یحیی محمدی)
اطلاعات مورد استفاده در اين پژوهش در طي سالهاي 1375 تا 1381 در ايستگاه دامپروري مجتمع رامين اهواز جمع آوري شده است. براي برآورد پارامترهاي ژنتيكي، فنوتيپي و اجزاي (كو)واريانس صفات مورد مطالعه از شش مدل دام نرم افزار DFREML تحت تجزيه تک صفتي استفاده شد. مناسب ترين مدل تجزيه براي هر صفت با استفاده از آزمون نسبت درستنمايي تعيين شد. وراثت پذيري مستقيم و مادري براي صفات وزن تولد، وزن شيرگيري و افزايش وزن روزانه از تولد تا شيرگيري به ترتيب (1 /0 و 09/0)، ( 16 /0 و 05 /0) و ( 12/0 و 04/0) برآورد گرديد. وراثت پذيري مستقيم نسبت کليبر از تولد تا شيرگيري 48/0 برآورد گرديد. نسبت واريانس محيطي دائمي مادري به واريانس فنوتيپي براي صفات وزن تولد، وزن شيرگيري، افزايش وزن روزانه از تولد تا شيرگيري به ترتيب 09/0، 07/0 و 09/0 بدست آمد. براي برآورد همبستگي هاي مختلف بين صفات از آناليز دو صفتي استفاده شد. همبستگي ژنتيكي بين وزن تولد- شيرگيري، تولد- افزايش وزن روزانه، تولد- نسبت کليبر، شيرگيري- افزايش وزن روزانه، شيرگيري- نسبت کليبر و افزايش وزن روزانه- نسبت کليبر به ترتيب 41/0 ، 57/0، 18/0، 97/0، 43/0 و 92/0 برآورد شد. همبستگي فنوتيپي بين صفات فوق به ترتيب 35/0، 17/0، 1/0-، 94/0، 21/0 و 85/0 برآورد گرديد.
یکشنبه سی ام دی 1386
اثر سطوح مختلف اسيد آمينه متيونين و جايگزيني آن به عنوان بخشي از پروتئين در جيرة جوجههاي گوشتي(جلال
اين آزمايش به منظور تعيين اثر سطوح مختلف پروتئين و اسيد آمينة متيونين بر عملكرد جوجههاي گوشتي، انجام شد. در اين آزمايش از 240 قطعه جوجة گوشتي سوية راس با دو سطح پروتئين(20 و 24 درصد براي دورة آغازين و 18 و 22 درصد براي دورة رشد) و 3 سطح اسيد آمينة متيونين (سطح سفارش شده در كاتالوگ (استاندارد)، سطح 115% بيشترازمقدار سفارش شده در كاتالوگ و سطح 130% مقدار سفارش شده در كاتالوگ) استفاده گرديد. آزمايش به صورت فاكتوريل 3×2 در قالب طرح كاملاً تصادفي با 4 تكرار و 10 قطعه جوجه در هر قفس انجام شد. جوجهها به مدت 5 هفته (از پايان هفته اول تا پايان هفته ششم)، با جيرههاي يكسان از نظر انرژي، براي دو دورة آغازين (7 تا 21 روزگي) و رشد (22 تا 42 روزگي) تغذيه شدند. جوجهها در طول دوره به صورت آزاد تغذيه شدند. مصرف غذا و اضافه وزن در پايان هر دوره اندازهگيري شد و در پايان دورة آزمايشي از هر قفس دو قطعه جوجه بصورت تصادفي، انتخاب شدند و پس از توزين و ذبح، وزن لاشه و اجزاي لاشه اندازهگيري شد و دادههاي حاصل با استفاده از نرم افزار آماري SAS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج نشان دادند كه سطح بالاي پروتئين و مكمل متيونين در دورة آغازين، دورة رشد و كل دوره باعث افزايش وزن زنده و بهبود ضريب تبديل غذايي شدند(P<0.01). مصرف غذا تحت تاثير پروتئين و اسيد آمينة متيونين قرار نگرفت (P>0.05) .مكمل متيونين باعث افزايش درصد سينه( P<0.05) و كاهش مقدار چربي محوطة بطني شد (P<0.01). كاهش پروتئين جيره باعث افزايش چربي محوطةبطني ميشود(P<0.01). اثر متقابل بين متيونين و چربي در هيچ يك از صفات، تفاوت معنيداري را نشان نداده است (P>0.05).
یکشنبه سی ام دی 1386
اثر چربيهاي اشباع و غير اشباع در جيره بر عملكرد و خصوصيات لاشه جوجههاي گوشتي(جلال یوسفی و یحیی محم
آزمايشي به منظور تعيين اثر منابع مختلف چربي بر عملكرد جوجههاي گوشتي انجام شد. دراين آزمايش از 192 قطعه جوجه گوشتي با 4 تيمار غذايي مختلف و 4 تكرار براي هر تيمار و 12 قطعه جوجه در هر قفس استفاده شد. جوجهها به مدت 5 هفته (از پايان هفته اول تا پايان هفته ششم)، با جيرههاي يكسان از نظر انرژي و پروتئين، براي دو دورة آغازين (7 تا 21 روزگي) و رشد (22 تا 42 روزگي) تغذيه شدند. جيره ها شامل: 1- جيره شاهد 2- جيره حاوي 5% پيه 3- جيره حاوي 5% روغن سويا 4- جيره حاوي مخلوط مساوي پيه و روغن سويا بودند.كلية جيرهها به صورت آردي بودند و جوجهها در طول دوره به صورت آزاد تغذيه شدند. مصرف غذا و اضافه وزن در پايان هر دوره اندازهگيري شد. و در پايان دورة آزمايشي از هر قفس دو قطعه جوجه كه نزديكترين ميانگين وزن را در گروه داشتند، انتخاب شدند و پس از توزين و ذبح، وزن لاشه و اجزاي لاشه اندازهگيري شد و دادههاي حاصل با استفاده از نرم افزار آماري SAS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. كه افزايش وزن جوجهها در دوره آغازين، در دوره رشد و كل دوره در جيرههاي حاوي چربي، نسبت جيره شاهد، بالاتر بود (P<0.01) و جوجههايي كه با جيره حاوي مخلوط پيه و روغن سويا تغذيه شده بودند، در دوره رشد و كل دوره، بالاترين افزايش وزن را بدست آوردند (P<0.01). جيرهها در دوره آغازين اثري روي مصرف غذا نداشتند (P>0.05)، ولي در دوره رشد و كل دوره، جوجههايي كه جيره حاوي مخلوط پيه و روغن سويا و جيره حاوي روغن سويا، مصرف كرده بودند، نسبت به جيره شاهد مصرف غذاي بالاتري داشتند (P<0.01). در دوره آغازين جيرههاي حاوي مخلوط پيه و روغن سويا و جيره حاوي روغن سويا، نسبت به جيره شاهد ضريب تبديل غذايي را بهبود بخشيدند (P<0.01) و در دوره رشد وكل دوره، تمام جيرههاي حاوي چربي نسبت به جيره شاهد، ضريب تبديل غذايي بهتري داشتند (P<0.01) و جيره حاوي مخلوط پيه و روغن سويا نسبت به هر دوي آنها به تنهايي، باعث بهبود ضريب تبديل غذايي شد (P<0.01). چربيهاي جيره باعث افزايش چربي محوطة بطني شدند (P<0.01).
یکشنبه سی ام دی 1386
سطوح مختلف اسيد آمينه متيونين و چربي در جيره بر عملکرد جوجههاي گوشتي(جلال یوسفی و یحیی محمدی)
چكيده
اين آزمايش به منظور تعيين اثر سطوح مختلف اسيد آمينة متيونين و چربي بر عملكرد جوجههاي گوشتي، انجام شد. آزمايش با 3 سطح اسيد آمينة متيونين و دو سطح چربي به صورت فاكتوريل در قالب طرح كاملاً تصادفي با 4 تكرار و 8 قطعه جوجه در هر واحد آزمايشي انجام شد. نتايج نشان دادند كه اسيد آمينه متيونين، باعث افزايش وزن در دوره آغازين، دورة رشد و كل دوره شد (P<0.01). اثر چربي بر افزايش وزن زنده در دوره آغازين، معنيدار نبود (P>0.05)، ولي در پايان 6 هفتگي، چربي افزايش وزن زنده را بهبود بخشيدP<0.01) ). متيونين و چربي هيچيك بر مصرف غذا تأثير معنيداري نداشتند (P>0.05). اسيد آمينه متيونين در دوره آغازين، دوره رشد و نهايتاً در كل دوره، ضريب تبديل غذايي را بهبود بخشيد P<0.01)). چربي، اثري برضريب تبديل غذايي در دوره آغازين نداشت (P>0.05)، ولي در دوره رشد و كل دوره، ضريب تبديل غذايي بهتری را موجب شد.P<0.01)). چربي جيره، درصد چربي محوطه بطني، را افزايش داد P<0.01))، ولي بر ديگر صفات لاشه، از قبيل درصد لاشه، درصد سينه، درصد ران، درصد بال، درصد پشت و گردن و درصد قسمتهاي مختلف دستگاه گوارش، تفاوت معنيداري نداشت P>0.05)). متيونين، سبب افزايش درصد سينه و كاهش درصد چربي محوطه بطني شد P<0.01))، ولي صفات ديگر لاشه را تحت تاثير قرار نداد P>0.05)). اثر متقابل بين متيونين و چربي در هيچ يك از صفات، تفاوت معنيداري را نشان نداده است P>0.05)).
اين آزمايش به منظور تعيين اثر سطوح مختلف اسيد آمينة متيونين و چربي بر عملكرد جوجههاي گوشتي، انجام شد. آزمايش با 3 سطح اسيد آمينة متيونين و دو سطح چربي به صورت فاكتوريل در قالب طرح كاملاً تصادفي با 4 تكرار و 8 قطعه جوجه در هر واحد آزمايشي انجام شد. نتايج نشان دادند كه اسيد آمينه متيونين، باعث افزايش وزن در دوره آغازين، دورة رشد و كل دوره شد (P<0.01). اثر چربي بر افزايش وزن زنده در دوره آغازين، معنيدار نبود (P>0.05)، ولي در پايان 6 هفتگي، چربي افزايش وزن زنده را بهبود بخشيدP<0.01) ). متيونين و چربي هيچيك بر مصرف غذا تأثير معنيداري نداشتند (P>0.05). اسيد آمينه متيونين در دوره آغازين، دوره رشد و نهايتاً در كل دوره، ضريب تبديل غذايي را بهبود بخشيد P<0.01)). چربي، اثري برضريب تبديل غذايي در دوره آغازين نداشت (P>0.05)، ولي در دوره رشد و كل دوره، ضريب تبديل غذايي بهتری را موجب شد.P<0.01)). چربي جيره، درصد چربي محوطه بطني، را افزايش داد P<0.01))، ولي بر ديگر صفات لاشه، از قبيل درصد لاشه، درصد سينه، درصد ران، درصد بال، درصد پشت و گردن و درصد قسمتهاي مختلف دستگاه گوارش، تفاوت معنيداري نداشت P>0.05)). متيونين، سبب افزايش درصد سينه و كاهش درصد چربي محوطه بطني شد P<0.01))، ولي صفات ديگر لاشه را تحت تاثير قرار نداد P>0.05)). اثر متقابل بين متيونين و چربي در هيچ يك از صفات، تفاوت معنيداري را نشان نداده است P>0.05)).
شنبه بیست و نهم دی 1386
واكسنهاي خوراكي مشتق شده از گياهان، انقلابي سبز در توليد واكسنها(سید علیرضا موسوی و یحیی محمدی)
سنتز و توليد پروتئينهاي نوترکيب و واکسنها در گياهان يک پتاسيل عظيم در جهت کاهش هزينه و مديريت توليد واکسن به شمار مي رود. پروتئينهاي واکسني مشتق شده از گياهان در مقايل بيماريهاي انسان و حيوان را محافظت نموده و سلامتي آنها در آزمايشات کلينيکي نيز به اثبات رسيده است. واکسنهاي خوراکي در مقابل حرارت مقاوم بوده و هزينه توليد آنها ارزان و محدوديتهاي واکسنهاي سنتي را ندارند. اين واکسنها هم براي کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته مفيد هستند. واكسنهايي که بوسيله تزريق وارد بدن مي شوند و فقط ايمني سيسميک را ايجاد مي کنند که اين پاسخهاي ايمني ناكافي است، در حاليكه تحريك ايمني مخاطي بهترين نتيجه را در هنگام استفاده مستقيم واكسن را دارد. واكسنهاي مشتق شده از گياه، توانايي تحريك هردو پاسخ ايمني سيستميك و مخاطي را دارند. معمولا گياهاني نظير سيب زميني، گوجه فرنگي، موز، کاهو، برنج، گندم، سويا، ذرت و لگومها جهت توليد اين واکسنها مدنظر هستند. واکسنهاي از قبيل هپاتيت B، وبا، طاعون و... در گياهان توليد شده اند. اين واکسنها نيز مي تواند بيشترين کارايي را برعليه سلاحهاي زيستي داشته باشند.
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
نسبت كليبر به عنوان يك معيار انتخاب غير مستقيم براي بازده غذايي در گوسفند كردي
بازده غذايي يكي از بهترين صفات مربوط به توليد گوشت در دامها (از جمله گوسفند) مي باشد. برآورد اين صفت تنها توسط اندازگيريهاي فردی مصرف خوراک هر حيوان امكان پذير بوده که عملی مشکل و پرهزينه می باشد.صفت كليبر كه بصورت نسبت افزايش وزن روزانه به وزن متابوليكي در پايان دوره تعريف می شود به نظر ميرسد که با راندمان غذايی در ارتباط بوده باشد.با توجه به اين مطلب هدف از اين مطالعه ارزيابی صفت کليبر بعنوان يک معيار انتخاب غير مستقيم در راستای بهبود راندمان غذايي در گوسفند کردی بوده است. برای اين منظور 65 راس بره نر از نژاد کردی بعد از شيرگيری در جايگاههای انفرادی با جيره پرواری به مدت 15 هفته تغذيه شدند. در طی اين مدت ميزان خوراك مصرفي و افزايش وزن آنها اندازه گيري شد. همبستگي فنوتيپی بين نسبت كليبر با متوسط افزايش وزن روزانه و بازده غذايي به ترتيب 88 /0 و 85/0 بدست آمد. همچنين همبستگي فنوتيپي بين نسبت كليبر با وزن تولد، شيرگيري، وزن در شروع و پايان آزمايش به ترتيب 14/0- ، 14/0- ، 46/0- و 16/0 برآورد شد. بر اساس اين تحقيق و با توجه به اينكه نسبت كليبر با بازده غذايي همبستگي فنوتيپی بالا و با وزن تولد همبستگي فنوتيپی کم و منفی دارد، می توان اميدوار بود كه در نژاد كردي بتوان نسبت كليبر را به عنوان يك معيار انتخاب غير مستقيم براي توسعه و بهبود بازده غذايي مورد توجه قرار داد.
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
فناوری نانو: ابزاری قدرتمند در دامپروری (مرتضی ستایی مختاری و یحیی محمدی)
فناوري نانو به عنوان ابزاري نوين و قدرتمند مي تواند نقش مهمي در افزايش کارايي فعاليت هاي دامپروري داشته باشد. سيستم هاي انتقال مواد غذايي و دارويي به بافت هاي هدف، ايجاد ابزار هاي جديد براي مطالعه زيست شناسي سلولي و ملکولي و کاهش ضايعات حاصله از فرايند توليد در سيستم هاي کشاورزي و در نتيجه کارامد ساختن فرايند توليد از جمله کاربرد هاي فناوري نانو در عرصه هاي مختلف علوم زيستي هستند.مانند هر پديده نوين ديگر استفاده کارآمد از فناوري نانو نيازمند شناخت دقيق جنبه هاي مختلف آن و در نظر گرفتن خطرات احتمالي نيز مي باشد. در اين مقاله سعي بر آن است تا برخي کاربرد هاي فناوري نانو در دامپروري به عنوان زير مجموعه اي از فعاليت هاي کشاورزي بررسي شوند.
ادامه مطلب

